فقر قاعدگی و سلامت روان؛ فشارهایی فراتر از نداشتن نوار بهداشتی

فقر پریود و تاثیر آن در روان

فهرست محتوا

Rate this post

فقر قاعدگی را معمولاً با تصویری ساده روایت می‌کنیم: زنی که پول خرید یک بسته نوار بهداشتی را ندارد. اما این فقط بخشی از ماجراست. نگرانی از هزینه‌های ماه بعد، سکوت برای پنهان ماندن تنگدستی و کنار گذاشتن کلاس، کار یا دورهمی دوستانه برای جلوگیری از موقعیت‌های ناخوشایند، بخش‌های دیگری از این تجربه‌اند.

در این میان، مسئله فقط کمبود یک کالا نیست. فقر قاعدگی می‌تواند احساس امنیت، امکان انتخاب و آزادی عمل افراد را در زندگی روزمره محدود کند. برای فهم رابطه آن با سلامت روان، باید به همین تجربه‌های مادی و اجتماعی توجه کرد.

وقتی نیازی قابل‌پیش‌بینی، ناامنی می‌آفریند

قاعدگی معمولاً قابل‌پیش‌بینی است، اما زمان و میزان آن در افراد متفاوت است. مهم‌تر از آن، دانستن اینکه هر ماه به چه محصولاتی نیاز داریم، به معنای توانایی تهیه آن‌ها نیست.

در خانواده‌ای که درآمد صرف ضروری‌ترین هزینه‌ها می‌شود، نوار بهداشتی کنار غذا، اجاره، دارو و هزینه رفت‌وآمد قرار می‌گیرد. وقتی درآمد برای تأمین همه این نیازها کافی نیست، مسئله دیگر مدیریت هزینه‌ها نیست؛ مسئله این است که بعضی نیازهای ضروری از توان مالی خانواده خارج شده‌اند.

چنین شرایطی می‌تواند احساس امنیت را تضعیف کند. فرد نمی‌داند ماه بعد محصولات کافی خواهد داشت یا باید از هزینه دیگری بزند. وقتی این نگرانی مرتب تکرار شود، قاعدگی نیز به بخشی از فشار ناشی از ناامنی اقتصادی تبدیل می‌شود.

البته باید میان فشار روانی و اختلال روانی تفاوت گذاشت. نگرانی ناشی از محرومیت لزوماً به معنای ابتلا به اضطراب یا افسردگی نیست. مسئله این است که ناتوانی در تأمین یک نیاز ضروری می‌تواند شرایطی ایجاد کند که آرامش، تمرکز و برنامه‌ریزی برای زندگی روزمره دشوارتر شود.

هزینه پنهان؛ سکوت درباره یک نیاز طبیعی

فقر قاعدگی و سلامت روان

بخش بزرگی از فقر قاعدگی بی‌صدا می‌ماند. کسی که از عهده خرید نوار بهداشتی برنمی‌آید، ممکن است پیش از آنکه بتواند برای تأمین این نیاز اقدامی کند، با مانع دیگری روبه‌رو شود: ترس از قضاوت دیگران.

وقتی قاعدگی امری شرم‌آور شمرده می‌شود، فرد هم‌زمان با دو مانع مواجه است؛ کمبود محصول و نگرانی از واکنش دیگران به این کمبود. ممکن است از خانواده درخواست پول نکند، از مسئول مدرسه محصول نگیرد یا درباره مشکلش با دوستانش حرف نزند.

پژوهش‌ها نشان داده‌اند که انگ اجتماعی، دسترسی محدود به اطلاعات و دشواری دریافت خدمات مرتبط با سلامت قاعدگی می‌توانند با شرم و پریشانی روانی همراه باشند.

برای مثال، در یک مطالعه کیفی در نیویورک، افرادی که تجربه بی‌خانمانی داشتند، از دشواری دسترسی به محصولات قاعدگی در پناهگاه‌ها گفتند. برخی از شرکت‌کنندگان توضیح دادند که درخواست مکرر محصول از کارکنان، به‌ویژه در فضاهای عمومی و بدون امکان حفظ حریم خصوصی، باعث شرم و احساس تحقیر می‌شد. این یافته نشان می‌دهد که حتی وقتی محصولی برای توزیع وجود دارد، شیوه دسترسی به آن نیز می‌تواند بر تجربه افراد اثر بگذارد.

شرم در این موقعیت‌ها ویژگی ذاتی افراد نیست؛ باید آن را در بستر اجتماعی‌اش فهمید. اگر زنی به‌دلیل فقر نمی‌تواند درباره یک نیاز طبیعی حرف بزند، نباید مسئولیت این وضعیت را صرفاً به کم‌رویی یا ناتوانی او در درخواست کمک نسبت داد. باید پرسید چه شرایطی درخواست کمک را برای او دشوار یا پرهزینه کرده است.

از نگرانی فردی تا محدود شدن زندگی روزمره

پیامدهای فقر قاعدگی همیشه در تجربه درونی افراد باقی نمی‌ماند؛ گاهی به تصمیم‌هایی تبدیل می‌شود که امکان حضور آن‌ها در زندگی روزمره را محدود می‌کند.

دختری که در مدرسه نه محصول بهداشتی دارد و نه به سرویس بهداشتی مناسب دسترسی دارد، ممکن است ترجیح دهد در خانه بماند. زنی که نگران نشت خون است یا جایی برای تعویض نوار بهداشتی ندارد، ممکن است از حضور در جلسه کاری یا دورهمی دوستانه صرف‌نظر کند.

این تصمیم‌ها را نباید همیشه انتخاب‌هایی آزاد و مستقل از شرایط دانست. گاهی فرد میان حضور در یک موقعیت اجتماعی و تحمل خطری که برایش واقعی است، یکی را انتخاب می‌کند؛ خطری که ممکن است با نشت خون، تمسخر یا آشکار شدن وضعیت مالی‌اش همراه باشد.

بر اساس گزارش یونیسف در سال ۲۰۲۲، میزان محدود شدن مشارکت در مدرسه، کار و فعالیت‌های اجتماعی هنگام قاعدگی، بسته به شرایط جغرافیایی، اقتصادی و فردی متفاوت است. در میان افرادی که مشارکتشان محدود شده بود، انگ اجتماعی و دسترسی نداشتن به محصولات بهداشتی از عوامل رایج بودند. در همان گزارش آمده است که در ۱۲ ماه پیش از پیمایش، ۱۵ درصد دختران در بورکینافاسو، ۲۰ درصد در ساحل عاج و ۲۳ درصد در نیجریه به‌دلیل قاعدگی از مدرسه غیبت کرده بودند.

این ارقام به کشورهای مشخص و داده‌های گزارش‌شده مربوط‌اند و نباید آن‌ها را به همه کشورها تعمیم داد. بااین‌حال، نشان می‌دهند که محرومیت قاعدگی می‌تواند از یک نیاز بهداشتی فراتر برود و بر فرصت‌های یادگیری و مشارکت اجتماعی اثر بگذارد.

از همین‌جا می‌توان ارتباط آن را با سلامت روان نیز بررسی کرد. محدود شدن حضور در مدرسه، کار و اجتماع ممکن است بر روابط، فرصت‌های یادگیری و استقلال اقتصادی اثر بگذارد. در نتیجه، پیامدهای محرومیت می‌توانند فراتر از روزهای قاعدگی ادامه پیدا کنند.

آیا فقر قاعدگی با افسردگی و اضطراب ارتباط دارد؟

پژوهش‌های مربوط به فقر و نابرابری قاعدگی، ارتباط میان این شرایط و مشکلات سلامت روان، از جمله اضطراب، افسردگی و پریشانی روانی را بررسی کرده‌اند. این مطالعات نشان می‌دهند که دسترسی نداشتن به محصولات و امکانات بهداشتی، انگ اجتماعی و محدودیت در دریافت اطلاعات و خدمات مرتبط با سلامت قاعدگی می‌توانند با فشار روانی همراه باشند.

برای مثال، یک مرور علمی منتشرشده در سال ۲۰۲۵ در مجله «سلامت باروری»، نتایج ۷۴ مقاله پژوهشی را بررسی کرده است. در این مرور، فقر قاعدگی با احتمال بیشتر تجربه افسردگی شدید در میان زنان دانشجوی آمریکایی و سلامت روان نامطلوب‌تر در میان زنان جوان و بزرگسال در اسپانیا ارتباط داشت. پژوهش‌های بررسی‌شده همچنین ارتباط میان نابرابری قاعدگی و مشکلاتی مانند اضطراب، پریشانی روانی و افسردگی را در زمینه‌های مختلف گزارش کرده‌اند.

بااین‌حال، این یافته‌ها به معنای آن نیست که فقر قاعدگی الزاماً باعث افسردگی یا اضطراب می‌شود. وضعیت اقتصادی، شرایط زندگی، انگ اجتماعی و دسترسی به خدمات نیز می‌توانند در سلامت روان نقش داشته باشند. برای درک دقیق‌تر این رابطه، باید به تفاوت جمعیت‌های مورد مطالعه و محدودیت‌های پژوهش‌ها توجه کرد.

آنچه می‌توان با احتیاط گفت این است که محرومیت از محصولات و امکانات بهداشتی، در کنار ناامنی اقتصادی و فشارهای اجتماعی، می‌تواند شرایط دشوارتری برای سلامت روان ایجاد کند. بنابراین، بررسی فقر قاعدگی بدون توجه به تجربه روانی و اجتماعی افراد، تصویر کاملی از این مسئله به دست نمی‌دهد.

کاهش فشار روانی به توزیع نوار بهداشتی ختم نمی‌شود

کاهش فقر قاعدگی

 

توزیع نوار بهداشتی ضروری است، اما به‌تنهایی برای رفع فقر قاعدگی کافی نیست. اگر فردی به سرویس بهداشتی مناسب دسترسی نداشته باشد یا در مدرسه به‌خاطر قاعدگی مسخره شود، بخشی از مشکل همچنان باقی می‌ماند.

برای مقابله با فقر قاعدگی، چهار موضوع باید در کنار هم مورد توجه قرار بگیرند:

۱. دسترسی منظم به محصولات بهداشتی

محصولات باید هر ماه و در زمان و مکان موردنیاز در دسترس باشند، نه فقط در قالب کمک‌های مقطعی. دسترسی به آن‌ها نیز نباید به افشای وضعیت مالی یا تحمل تحقیر وابسته باشد.

۲. امکانات مناسب در مدرسه و محل کار

سرویس بهداشتی قابل‌استفاده، آب، امکان تعویض محصول و دفع مناسب پسماند، بخشی از شرایط لازم برای مدیریت قاعدگی‌اند. نبود این امکانات می‌تواند حتی در صورت دسترسی به محصول، مشکلات دیگری ایجاد کند.

۳. آموزش و آگاهی‌رسانی

آموزش باید اطلاعات معتبر درباره قاعدگی و سلامت آن ارائه دهد و فضایی فراهم کند که افراد بتوانند سؤال‌هایشان را بدون ترس از تمسخر مطرح کنند. بر اساس گزارش مشترک یونیسف و سازمان جهانی بهداشت در سال ۲۰۲۴، تنها ۳۹ درصد مدارس جهان آموزش مرتبط با سلامت قاعدگی ارائه می‌کردند. این رقم بر داده‌های موجود برای ۱۷ کشور دارای آمار ملی استوار است و پوشش داده‌ها نیز محدود بوده است.

۴. مقابله با موانع اقتصادی و اجتماعی

حمایت روانی جای دسترسی به محصولات بهداشتی را نمی‌گیرد؛ همان‌طور که توزیع محصولات، بدون آموزش، امکانات مناسب و مقابله با انگ اجتماعی، برای رفع فقر قاعدگی کافی نیست. راهکارها باید هم موانع مادی را در نظر بگیرند و هم شرایطی را تغییر دهند که صحبت کردن درباره قاعدگی یا درخواست کمک را دشوار می‌کند.

کسب‌وکارها و پویش‌های اجتماعی نیز می‌توانند در این مسیر نقش داشته باشند؛ به‌ویژه زمانی که توزیع محصولات با آموزش، همکاری با نهادهای محلی و شناخت نیازهای واقعی هر منطقه همراه باشد.

پویش «نور امیدی روشن کن» پنبه‌ریز با هدف افزایش آگاهی درباره فقر قاعدگی و تسهیل دسترسی به محصولات بهداشتی در مناطق کم‌برخوردار شکل گرفته است. در این پویش، مشارکت خریداران از طریق ثبت پیام و همراهی در تأمین محصولات، در کنار توزیع بسته‌های بهداشتی و ارائه محتوای آموزشی دنبال می‌شود.

این رویکرد بر یک نکته مهم تأکید دارد: مقابله با فقر قاعدگی فقط به رساندن محصول محدود نیست؛ شناخت موانع دسترسی، فراهم کردن امکان آموزش و کمک به تغییر نگاه جامعه به قاعدگی نیز اهمیت دارد.

مسئله، امکان زندگی بدون پنهان‌کاری است

فقر قاعدگی فقط به نداشتن نوار بهداشتی محدود نمی‌شود. این محرومیت می‌تواند با نگرانی مداوم درباره هزینه‌ها، ترس از قضاوت دیگران و محدود شدن فعالیت‌های روزمره همراه باشد. وقتی فرد برای مدیریت یک نیاز طبیعی ناچار است سکوت کند، از درخواست کمک بترسد یا فرصت‌های زندگی‌اش را کنار بگذارد، مسئله از کمبود یک محصول فراتر رفته است.

تأمین محصولات بهداشتی نقطه شروع ضروری است، اما تغییر پایدار به آموزش، امکانات مناسب و مقابله با انگ اجتماعی هم نیاز دارد. معیار موفقیت فقط تعداد بسته‌های توزیع‌شده نیست؛ باید دید آیا افراد می‌توانند نیازهای خود را بدون ترس از تحقیر برآورده کنند و با محدودیت کمتری در مدرسه، محل کار و زندگی اجتماعی حضور داشته باشند.

در نهایت، هدف این است که قاعدگی به‌دلیل فقر یا سکوت تحمیل‌شده از سوی جامعه، مانعی برای زندگی روزمره افراد نباشد.

منابع

۱. García-Egea, A. و همکاران. Mapping the health outcomes of menstrual inequity: a comprehensive scoping review. مجله «سلامت باروری»، ۲ سپتامبر ۲۰۲۵. مرور ۷۴ مقاله پژوهشی درباره ارتباط نابرابری قاعدگی با پیامدهای سلامت.

۲. یونیسف. Fact sheet: Menstrual health and hygiene management still out of reach for many. مه ۲۰۲۲. داده‌هایی درباره دسترسی به محصولات بهداشتی و محدودیت مشارکت در مدرسه، کار و فعالیت‌های اجتماعی.

۳. یونیسف و سازمان جهانی بهداشت. Progress on drinking water, sanitation and hygiene in schools 2015–2023: Special focus on menstrual health. ۲۰۲۴. گزارش وضعیت آموزش سلامت قاعدگی و امکانات بهداشتی در مدارس.

۴. Seeking menstrual products: a qualitative exploration of the unmet menstrual needs of individuals experiencing homelessness in New York City. ۲۰۲۱. مطالعه کیفی درباره موانع دسترسی به محصولات قاعدگی در میان افراد دارای تجربه بی‌خانمانی.

۵. همشهری آنلاین: کمپین ارتقای سلامت زنان در مناطق محروم. گزارش مرتبط با فعالیت‌های پویش پنبه‌ریز.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *